بیا و خوبی کن!

تو اتوبوس بودم دیدم یه نفر می زنه به پشتم برگشتم گفتم : بله. 

آقاهه گفت : اون خانم با شما کار داره. 

من :با من؟ 

رفتم طرف خانومه. بفرمایید; با من کاری داشتید. 

خانومه: ببخشید من چند وقت پیش از شما یه چیزی خریدم بعد دادم شما برام کادو کردین.یادتون اومد؟ 

من: بله بله. خوب ؟ 

خانومه: می خواستم بگم خیلی بد کادو کردین تا رسیدم خونه همه چسباش باز شد. 

من:خوب الان چه کار کنم؟ 

خانومه: هیچی همین دیگه; می خواستم بگم چسباتون خوب نیست دیگه باهاش چیزی کادو نکنین. 

من :

نظرات 4 + ارسال نظر
اسکندری چهارشنبه 3 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 01:11 ق.ظ http://www.1920.blogsky.com

خیلی خوبه که می شناسنت
و مهمتر اینکه
اینقد خوش اخلاقی که نظرشونم بهت می گن

ولی چسبتو عوض کن

نظر که تا دلت بخواد میدن.کار به جایی رسیده که حتی راجب به لباس پوشیدنم هم نظر میدن.

[ بدون نام ] چهارشنبه 3 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 01:37 ق.ظ http://3aban.blogsky.com

سلام.

خوب راست گفته دیگه!

آخه تو اون شلوغی آخه جاش بود بیاد بگه بعد آبروی آدمو ببره.

پانته آ یکشنبه 5 دی‌ماه سال 1389 ساعت 01:00 ق.ظ http://yehamsardaram.blogsky.com


واااای ی ی ی ی خدایا الان این یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟

یعنی ضایع کردن یه نفر

احسان جمعه 24 دی‌ماه سال 1389 ساعت 10:12 ق.ظ http://only4-dl.tk/




این صبح جمعه ای مثل اینکه بخت با ما یار بوده که ما بخندیم!

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد