تقریبا یه ماه پیش بود یه دختربچه ۸-۹ ساله اومد مغازه یه چیزی خرید بعد گفت: میشه به خونمون زنگ بزنم به مامانم بگم بیاد دنبالم؟
من: یه کم نگاش کردم گفتم باشه برو زنگ بزن . آخه کم پیش میاد به کسی اجازه بدم از تلفن مغازه استفاده کنه. آخه یکی دو بار اجازه دادم تو دردسر افتادم.
خلاصه ; دختره زنگ زد .
دختره: الو سلام مامان . من اینجام بیا دنبالم. خدافظ . تق. (گوشی رو گذاشت)
بعد از مغازه رفت بیرون.
5 دقیقه بعد تلفن زنگ زد . گوشی رو برداشتم یه خانمی با نگرانی گفت : الو اونجا کجاست؟ دختره من زنگ زده گفته اونجاست.
من : خیابون.....مغازه.....
خوب بعدش چی شد
حتما هم دیگه رو پیدا کردن دیگه .
خوب تو داستان رو خوب نگفتی ......ولش کن
salam hameye postat didam.jaleb bod